نبايد مقبوليتگرايي و فضيلتگرايي فداي يكديگر شوند - شنبه 20 بهمن 1386

دكتر عماد افروغ، عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، با بيان اينكه «اميدوارم ميثاق مستحكم و پايداري را با امام منعقد كنيم و اين ميثاق فراموش نشود»، گفت:« ميخواهم تبييني از انقلاب ارايه دهم تا بتوانيم ارزيابي كنيم كه چقدر از اين معيارها فاصله گرفتهايم.»
به گزارش ايسنا وي كه در اولين نشست رسمي ائتلاف فراگير اصولگريان سخنميگفت،افزود:« امام(ره) ميفرمايند انقلاب اسلامي ايران از همهي انقلابها جدا است.هم از بدو پيدايش و هم در انگيزهي آن و طبيعي است كه اين يك تحفه الهي و پديدهي غيبي است كه بر ملت مظلوم و غارتزده عنايت شده است. به نظر من نيز به حد كافي اين صحبت حضرت امام(ره) رسا است. يعني انقلابهايي كه در سدهي بيستم اتفاق افتاد يعني انقلاب فرانسه و انقلاب روسيه هيچيك قدرت تبيين انقلاب اسلامي را ندارد چه از سبقه مادي و چه از سبقهي معنوي.
حتي اگر حضرت امام خميني (ره) هم اين عبارت را نميفرمودند كساني كه اين انقلاب را از نزديك درك كردهاند و آن را لمس كردهاند متوجه اين معنا ميشدند كه اين انقلاب هم از نظر شعارها و هم از نظر رهبري يك انقلاب كاملا الهي است.»
افروغ ادامه داد:« ما وقتي ميخواستيم انقلاب را تبيين كنيم قبل از هر چيز متوجه اين معنا شديم كه مراكز علمي ما تبيين درستي از انقلاب به دست نميدهند و متمسك به اين تئوريهاي موجود ميشوند و به هيچوجه قادر نيستند عوامل ريشهاي و مبنايي آن را تحليل كنند. بنابراين تحليلهايشان ناقص است. اين انقلاب از بن و اساس با ساير انقلابها و حتي با ويژگيهاي يك انقلاب از جمله انقلاب فرانسه متفاوت است چرا كه با حضور قاطبهي ملت با گرايشات سياسي، اجتماعي و فرهنگي مختلف از جمله ملي – مذهبيها، ليبرالها و چپها رخ داد و همه در يك محدودهي زماني به فرمانهاي امام(ره) پايبند بودند.»
عضو كميسيون فرهنگي مجلس، افزود:« در انقلاب ما شهري و روستايي، دانشجو و بازاري و همچنان كه گفتم ساير گرايشات سياسي مختلف حضور داشتند و همه خواهان سرنگوني رژيم شاه بودند بنابراين اين انقلاب نسبتي با سبقهي فرهنگي، تاريخي، تمدني و فلسفي ما دارد. حضرت امام خميني (ره) مرجع تقليد بودن و مبارز بودنشان دو عنصر بسيار اساسي در پيروزي انقلاب محسوب ميشد و به نظر ميرسد كه ايشان حضور به صورت مرجعيت تقليد را به عنوان درسي از حادثهي تنباكو گرفتند كه حتما بايد به عنوان يك مرجعيت تقليد وارد مبارزات سياسي شوند. در حالي كه تمام كساني كه در مبارزات سياسي وارد شده بودند پشتوانهي حوزوي نداشتند. حتي مرحوم كاشاني و مرحوم نواب صفوي درست است كه شخصا مبارز بودند، اما حوزه آنها را حمايت نميكرد.»
افروغ ادامه داد:« برخي گمان ميكنند كه انقلاب اسلامي يك حادثهي خلقالساعه است. در حالي كه بايد گفت انقلاب يك حادثهي سياسي نيست بلكه يك سابقهي فرهنگي، تاريخي و اسلامي كهن دارد و به همين دليل امام(ره) ميگفتند اين انقلاب قائم به شخص نيست. بايد اجازه دهيم اين انقلاب منتشر شود و شكوفا شود و نسل جديد هم بچشد آنچه را كه ما چشيديم. من شخصا معتقدم كه اين انقلاب تجلي خدا بر روي زمين بود.»
اين نمايندهي مردم تهران در خانهي ملت، با بيان اينكه خداوند در انقلاب اسلامي رخ نمود و خود را نشان داد، تاكيد كرد:« امام(ر) ميگفتند جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيش نه يك كلمه كم. چرا نگفتند اسلام خالي يا جمهوري خالي؟ ميگويند جمهوري اسلامي يعني يك مبنايي براي مشروعيت به دست ميدهد. بشر در ارتباط با مشروعيت نظام يا سراغ سوال افلاطوني رفته و به دنبال فضائل شخصي بوده و يا به دنبال سوال ماكياولي رفته و در پي شكل حكومت بوده است.امام(ره) راه سومي را پيش پاي مردم گذاشت. يعني جمهوري اسلامي، هم توجه به انتخاب مردم و هم توجه به وجه فضيلت و حقيقت. هيچيك ديگري را نفي نميكنند.»
افروغ با اشاره به اين مفهوم كه نبايد مقبوليتگرايي و فضيلتگرايي فداي يكديگر شوند، گفت:« نبايد عدهاي به نام اينكه ما حقيقتگرا و فضيلتگرا هستيم پاي مردم را از حضور در زندگي سياسي و سرنوشت اساسي خود كوتاه كنند. اين ترجماني از فاشيسم و اقتدارگرايي است و نبايد به نام مقبوليتگرايي و رضايت عامهي مردم جنبهي حقيقت و فضيلت فدا شود كه آن هم ميشود حكومتهاي آنارشيستي كه هيچ فضيلتي را دنبال نميكنند. نه اسلاميت منهاي جمهوريت و نه جمهوريت منهاي اسلاميت مشروعيت دارد.»
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، در پايان تاكيد كرد:« ما همواره بايد مراقبت كنيم اين جمهوري اسلامي اين فلسفهي سياسي جديد تمايلي با نگاه سنتگرايانهي فلسفي ما ندارد. بيشتر ميل به سنت دارد اما ظرفيت توجه به نيروهاي اجتماعي سنتگرا و نوگرا هر دو را دارد و خطري را كه جمهوري اسلامي را تهديد ميكند اين است كه با سبقهي سنتي و نوگرايانهي او سنتگرايان قدرت را به دست بگيرند و نوگرايان و جمهوريتگرايان را حذف كنند و خداي ناكرده اگر اين اتفاق رخ دهد يكبار ديگر مشروطه به صورت معكوس در اين كشور اتفاق خواهد افتاد. دقت كنيد اين مسئلهي حساسي است. امروز در شرايط حساسي هستيم و خدا را شكر ميكنيم كه جريانات نوظهور سوم در برابر جريانات سنتگراي نو و كهنه شكل ميگيرد يعني در حال پوستاندازي است و انقلاب منبسط ميشود و بايد در برابر عواملي كه اين انبساط جديد را برنميتابند ايستادگي كنيم و با تمسك به شيوههاي قابل قبول اجازهي ظهور به اين پديدهي نوظهور را بدهيم.»
انتهاي پيام
بازديد : 124