در حمايت از مارادونا صورت گرفت - شنبه 29 دي 1386

فارس: يك عضو سابق كابينه كريچنر با ارسال نامهاي سرگشاده ضمن حمايت از مارادونا، مراتب اعتراض خود را به رويكرد صهيونيستهاي نژادپرست مقيم آرژانتين در وارد ساختن اتهامات به اين فوتباليست و باز داشتن آن از سفر به ايران، اعلام كرد.
به دنبال ابراز علاقه «ديهگو آرماندو مارادونا» فوتباليست اسطورهاي آرژانتين براي سفر به ايران و ديدار با رئيس جمهور كشورمان، برخي از سران جامعه يهوديان آرژانتين به طرفداري از رژيم صهيونيستي و تقابل با جمهوري اسلامي برآمده و مبادرت به وارد ساختن انواع تهمتها و اهانتها به اين فوتباليست محبوب كرده و با تهديد و تطميع تلاش كردند او را از سفر به ايران باز دارند. «لوئيس داليا» عضو سابق كابينه دولت «نستور كريچنر» رئيس جمهور سابق آرژانتين و رئيس فدراسيون زمين و املاك آن كشور كه در اعتراض به اتهامات وارده به جمهوري اسلامي ايران در خصوص واقعه انفجار مركز يهوديان آرژانتين (آميا) از سمت خود كنارهگيري كرد، اخيراً با ارسال يك نامه سرگشاده، مراتب اعتراض خود را به اين رويكرد صهيونيستهاي نژادپرست مقيم آرژانتين ابراز داشت.
متن كامل اين نامه به شرح ذيل است:
به برادران جامعه يهودي كه مانند من به ديگو مارادونا عشق ميورزند.
برخي از عكسالعملهاي خارج از حد و تصور و لحن ديكتاتورمابانه مسئولين سازمانهاي جامعه يهودي آرژانتين در پي توضيحات ارائه شده از سوي ديهگو آرماندو مارادونا مبني بر حمايت قلبي از ايران و وجود احساس صميميت وي در اين خصوص و نيز آرزوي ديدار با محمود احمدينژاد و اعلام اينكه در گذشته نزديك با فيدل كاسترو و هوگو چاوز آشنا شده، اسباب تعجب و شگفتي من را فراهم ساخت.
بر اين باورم كه حمايت از ايران همانطور كه ماراندونا آن را بيان كرده ضرورتا به معناي ضديت با اسرائيل نيست، فكر ميكنم و اين برداشت شخصي من است كه اين نظر مارادونا در راستاي يك ديدگاه عميقا ضد امپرياليستي بوده و هيچ گاه يك اظهارنظر عليه ملت يهود نميباشد، بلكه عليه ديدگاه بخشهاي كوچك و خاص اين جامعه مانند اقوام ديگر در كره خاكي با مشخصه ضد دموكراتيك، استعمارگر، گسترش طلب و طرفدار اشرافيگري ميباشد.
در ارتباط با عمليات محكوم عليه سفارت اسرائيل و مركز آميا، خاطرنشان ميسازم كه اينترپل نام برخي از اتباع ايراني را كه 13 سال پيش بعضا پست حكومتي را برعهده داشتهاند، از اخطاريههاي قرمز بازداشت حذف كرد و اثبات اينكه جمهوري اسلامي ايران يك نظام تروريستي ميباشد از نظر قضايي تقريبا غيرممكن است.
با اين وجود اگر تصور كنيم پنج متهم ديگر ايراني (علاوه بر شهروند لبناني) گناهكار ميباشند بايد آن را در دادگاهي ثابت كرد كه دادستان آن به تلآويو سفر نكرده باشد و سخناني كه كاملا وي را از موضع بيطرفي دور كرده را اظهار ننموده باشد و از يك قاضي از نوع «دستمال كاغذي» (بازيچه) كارلوس كوراچ نيز برخوردار نباشد، نتيجه اينكه يك كشور دوردست با 73 ميليون نفر جمعيت و با مقاصد مشترك را نميتوان به جنگ و غارت محكوم كرد.
تقريبا از يك دهه و نيم پيش، دولتمردان فعلي ايران حتي در صحنه سياسي اين كشور نيز حضور نداشتند. آرژانتين با برخي از كشورهاي ديگر جهان نيز مشكلات دارد. از جمله با اوروگوئه در زمينه كارخانه كاغذسازي، با شيلي در خصوص موضوعات مرزي، با انگلستان در مورد جزاير مالويناس و با آمريكا در رابطه با عمليات اخير سازمان سيا، با شركتهاي فرانسوي مسئول سابق سازمان آب، با ايتاليا در مورد صاحبان اوراق قرضه، با اسپانيا در راستاي شركتهاي خصوصي فعال در آرژانتين.
اما آرژانتين با هيچكدام از اين كشورها در رابطه با اين موضوعات رابطه ديپلماتيك خود را قطع نكرده و حتي روابط تجاري خويش را به خاطر فشار يك گروه كوچك نيز قطع نكرده است.
به همين دليل از منظر ما عاقلانه نيست يك بخشي كه به صورت تنگاتنگ با راستگرايان مرتجع اسرائيل و آمريكا پيوند خورده است براساس چيزي كه هنوز از نظر قضايي اثبات نشده بخواهد تعيين كند چه كساني دوست و چه كساني دشمنان ما در صحنه سياست بينالمللي هستند.
عباراتي از جمله «منفورترين شخصيت»، «فلاكت زده»،«معتاد»، «بيفرهنگ»، «سلطان پوچي» برخي از قضاوتهايي است كه از سوي آدمهاي بزدل و بينام و نشان عليه ديهگو مارادونا (تنها افسانه زنده و عاليترين مرجع آرژانتين در جهان) ذكر و انتشار يافته است. اشخاصي كه به طور مداوم از تبليغات عليه تبعيض، نژادپرستي و خودكامگي بهره ميجويند و از سوي ديگر به طريق حيواني چنين عبارات تبعيض آميز و كاملا فاشيستي را اظهار ميدارند با يكديگر كاملا متضاد هستند.
عليرغم اينكه شايد «سرخيو بورستين» و «لوئيس گرينوالد» باور نكنند، اما بايد بگويم بعد از برگزاري ميتينگ در شهر «ماردل پلاتا» در حاشيه اجلاس سران كشورهاي آمريكايي و عليه شخص جورج بوش، حتي يك كلمه با ديهگو آرماندو مارادونا نيز نتوانستهام سخني گفته باشم.
حقير نمودن و ناچيز شمردن مارادونا از سوي شما و به واسطه اظهاراتتان يك خصوصيت و خوي افراط گرايانه توام با سوء نيت بوده و براي اكثريت آرژانتينيها كه به ديهگو عشق ميورزند و به پيروزيهاي ورزشي وي و شاديهاي بيپاياني كه به مردم رنج كشيده كشورمان اهداء كرده مغرور هستند يك توهين عميق محسوب ميشود.
ديهگو مارادونا فردي باهوش و ذكاوت است كه به اغلب كشورهاي جهان سفر كرده و و با شاهان، شاهزداگان و روساي جمهور آشنا شده و در سختترين ميدانها كه مبارزه با نفس خويش است سربلند و پيروز بيرون آمده و همان گونه كه »نگرو دولينا» بيان داشت با وجود آنكه وي ميتوانست از قدرت لذت ببرد هميشه در كنار و به نفع فقراي كره خاكي كار كرده است.
آقايان عميقا روي اين موضوع تامل نماييد و بياييد براي يك آرژانتين متحد و در صلح و صفا بكوشيم.
انتهاي پيام/
بازديد : 322