زن و شوهر صیغه ای محاکمه شدند.... - سه شنبه 13 شهريور 1386

ایسکانیوز:زن و مردصیغه ای که متهمند با همدستی یکدیگر،صاحب خانه خود را کشتند و جنازه را آتش زدند امروز در دادگاه کیفری تهران پای میز محاکمه نشستند.
بامداد 9 فروردین 1385 اهالی روستای «نوده» تفرش شعله های آتش را دیدند که از زیر یک پل زبانه می کشید.
چند مرد بعد از مهار شعله ها ناباورانه با جنازه مردی روبه رو شدند که دست و پایش با کابل بسته شده بود. بدین ترتیب پلیس در جریان جنایت قرار گرفت و با انتقال جنازه به پزشکی قانونی عملیات شناسایی قربانی آغاز شد.
تجسس ها نشان داد قربانی 55 ساله به نام «خلیل»آخرین بار برای پس دادن پول رهن خانه اش سراغ مستاجر خود "علی" رفت.با شناسایی جنازه سوخته کارآگاهان فهمیدند علی و زن صیغه ای اش سولماز به طرز مرموزی ناپدید شده اند. بدین ترتیب رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازه ای شد و متهمان سه ماه بعد هنگام نقد کردن چک 340 میلیون ریالی با تلاش پلیس اینترپل در مسقط عمان به دام افتادند.
دو مجرم جوان ابتدا خود را بی گناه خواندند اما هنگامی که دیدند دوربین های مخفی یک توقفگاه خودرو در مشهد تصویر آنان را هنگام تحویل پژو 206 خلیل ضبط کرده است هیچ چاره ای جز بیان حقیقت نیافتند.
علی 31 ساله گفت: چند سال بود مستاجر خلیل بودم. وقتی او برای پس دادن پول رهن خانه سراغم آمد وسوسه شدم و با میله به سرش کوبیدم. سپس جنازه را با همکاری سولماز داخل 206 قربانی گذاشتم و در روستای نوده آتش زدم. به دنبال اعتراف های تکان دهنده علی و سولماز، پرونده با صدور کیفرخواست از سوی دلداری نماینده دادستان- به دادگاه کیفری تهران فرستاده شد.
درنشست خارج از نوبت رسیدگی به این پرونده که امروز در شعبه 74 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی کوه کمره ای برگزار شد، ابتدا نماینده دادستان به تشریح کیفر خواست پرداخت وبرای علی -مجرم ردیف نخست- اشد مجازات و برای همدستش تقاضای صدور حکم قانونی کرد. همچنین همسر قربانی وقتی در جایگاه اولیای دم قرار گرفت برای عاملان این جنایت حکم مرگ خواست.گزارش ایسکانیوز می افزاید، سپس قاضی کوه کمره ای نوبت را به علی داد تا به تشریح ماجرا بپردازد. وی گفت:جرمم را قبول دارم وهمه اعترافهای قبلی ام را می پذیرم اما طاقت تکرار دوباره جزییات را ندارم.
قاضی کوه کمره ای:چه طور با خلیل آشنا شدی؟
علی:خانه را از او اجاره کردم. آن روز وقتی به ساختمان آمد وسوسه شدم و با میله از پشت به او حمله کردم.
قاضی:سولماز در جنایت چه نقشی داشت؟
علی:باورکنید اوبی گناه است.وقتی سولماز در حمام بودخلیل رابه خانه دعوت کردم.زن صیغه ای ام فقط یک شاهد بود.
قاضی:جعل امضای خلیل را قبول داری؟
علی: بله امضای خلیل را جعل کردم تا یکی از چکها را نقد کنم اما بقیه چکها را به سطل زباله انداختم.
سپس سولماز در جایگاه ویژه قرار گرفت و گفت:من در تهران دانشجو بودم ودنبال یک خانه برای اجاره می گشتم که از طریق آگهی روزنامه با علی آشنا و صیغه اش شدم. در جنایت هیچ دخالتی نداشتم. وقتی از حمام بیرون آمدم و متوجه شدم علی، خلیل راکشته شوکه شدم. علی جنازه را روی صندلی عقب پژو گذاشت و همراه او به تفرش، بعد به مشهد و عمان رفتم.باور کنید من هیچ اختیاری از خود نداشتم.
قاضی کوه کمره ای:پس چرا با علی به عمان گریختی؟
سولماز:من از علی می ترسیدم.او بارها شکنجه ام کرده بود می ترسیدم مرا هم بکشد.
قاضی: شوهرت درنخستین بازجویی ها گفته پیشنهاد آتش زدن جنازه را تو دادی؛آیا قبول داری؟
سولماز:نه دروغ است.من از همه چیز بی خبر بودم.به گزارش ایسکانیوز، با پایان حرفهای سولماز، قاضی کوه کمره ای و چهار مستشار شعبه 74 وارد شور شدند تا با توجه به مدرک های موجود به انشای رای بپردازند./02
بازديد : 2550