عقب نشيني از گذشته يا فرار از آينده - شنبه 5 اسفند 1385

اعتماد-اردشير زارعي قنواتي؛ روز چهارشنبه گذشته (21 فوريه) را بايد نقطه عطفي در جنگ عراق و اوضاع منطقه به حساب آورد چرا که در هياهوي تبليغات کاذب موفقيت طرح امنيتي بغداد و حساسيت هاي مطرح شده در خصوص دخالت همسايگان در امور عراق، کاهش و خروج نيروهاي انگليسي و دانمارکي مفهوم خاصي مي يابد.
اظهارات «توني بلر» نخست وزير بريتانيا در پارلمان اين کشور مبني بر کاهش 1600 تن از نيروي نظامي خود در ماه آوريل و احتمال کاهش 1500 تن ديگر در ماه دسامبر و همچنين اظهارات «آندرياس فوگ راسموسن» نخست وزير دانمارک مبني بر خروج کامل 460 سرباز اين کشور از عراق را بدون شک مي بايست در راستاي همين موضوع و گسست به اجبار در جبهه نيروهاي ائتلاف به رهبري امريکا مورد بررسي قرار داد.
اينکه نخست وزيران انگلستان و دانمارک براي توجيه اين اقدام از بسامان شدن اوضاع در بصره و آمادگي نيروهاي عراقي براي به عهده گرفتن کنترل کامل امنيتي اين منطقه سخن گفته اند از آنجا بيش از پيش مضحک تلقي مي شود که هم اکنون در کنگره امريکا، جمهوريخواهان و جرج بوش رئيس جمهور امريکا، دموکرات ها را به خيانت به سربازان مستقر در عراق و از پشت خنجر زدن به آنان متهم مي کنند. در همان روز چهارشنبه «گيلن فورد» نماينده حزب کارگر در پارلمان اروپا در مصاحبه يي اظهار مي کند که خروج قسمتي از نيروهاي انگليسي از عراق يک رويکرد دوگانه ناشي از يک «تصميم استراتژيک» و فشار افکار عمومي اين کشور بوده است. اما طنز مساله و پيچيدگي موضوع آنجا بيشتر مي شود که «کاندوليزا رايس» وزير امور خارجه امريکا مي گويد تصميم بريتانيا به اين مفهوم نيست که ائتلاف به رهبري امريکا در حال فروپاشي است، بلکه آن را مي توان بخشي از طرح واگذاري مسووليت هاي امنيتي عراق به خودشان به حساب آورد . در شرايطي که اوضاع امنيتي عراق روز به روز وخيم تر مي شود و امريکاييان طرح ضربتي و فوق العاده يي را در بغداد و ديگر نقاط ناآرام به مورد اجرا مي گذارند و سخن از اعزام 21 هزار نيروي اضافي به اين کشور مي کنند، همچنان از دخالت همسايه شرقي در امور عراق سخن مي گويند و با توجه به اينکه بصره بيشترين اهميت امنيتي را در همسايگي ايران دارد، تصميم به کاهش يا خروج نيروهاي انگليسي و دانمارکي را مي توان در چارچوب عقب نشيني و جرقه يي براي فروپاشي ائتلاف و همچنين اجتناب از به دام افتادن در آينده خاکستري تلقي کرد. شکاف در ائتلاف براي اولين بار نيست که اتفاق مي افتد چرا که قبلاً نيز اسپانيا، ايتاليا، ژاپن، اکوادور، اوکراين و ديگر متحدين نيز دامان خود را از اين آتش افروخته پس کشيده اند. درست در همان روز که بلر در پارلمان از کاهش نيروهايش سخن مي گفت و راسموسن از خروج کامل، «ديک چني» معاون رئيس جمهور امريکا در ژاپن گفته است «واشنگتن مي خواهد با افتخار از عراق خارج شود» اما اينکه چرا ديگر متحدين به انتظار اين افتخار نمي مانند و هم قطاران امريکايي خود را ترک مي کنند، همان نکته يي است که دير زماني است همه مي دانند. چنانچه قبلاً «فيوما کيومو» وزير دفاع ژاپن گفته بود که جنگ عراق يک «اشتباه بزرگ» بود و وزير امور خارجه توکيو نيز استراتژي اشغال عراق را «طرحي خام» توصيف کرده بود. به نظر مي رسد که «کابوس ويتنام»، که ظاهراً يکي از دلايل بوش براي جنگ عراق رهايي از آن بوده است، هم اکنون با «سندرم عراق» آن چنان به هم جوش خورده است که هيچ درماني براي آن قابل تصور نيست.
از متحدين امريکا در عراق تنها چند کشور انگشت شمار شامل انگلستان، کره جنوبي، لهستان، گرجستان، استراليا، روماني، دانمارک، السالوادور و بلغارستان باقي مانده اند. طبيعي است که چنانچه چشم اندازي براي پيروزي متصور بود هيچ عقل سليمي نمي پذيرفت که پس از اين همه هزينه، تدارک و بدنامي، در وقت ضيافت پيروزي حضور نداشته و جام موفقيت را سر نکشد. مطمئناً بصره همچون بغداد درگير خشونت و بي ثباتي نيست اما همين بصره به ظاهر آرام طي ماه هاي اخير به وسعت تمام چهار سال جنگ در عراق با خشونت و مشکلات امنيتي مواجه بوده است و بيش از 25 درصد از تلفات نيروهاي انگليسي از آغاز جنگ تاکنون در همين مدت اخير اتفاق افتاده است. تصميم انگلستان و دانمارک براي ترک عراق فشار به دولت امريکا و متحدين باقي مانده در عراق را افزايش خواهد داد و چالش کنوني بين کنگره امريکا و بوش شدت بيشتري خواهد گرفت. البته عقب نشيني انگلستان و دانمارک از عراق زاويه پنهان و شايد مهمتري نيز داشته باشد که بيش از آنچه به نقش گذشته در عراق مربوط باشد به نقش آينده در بحراني جديد مي تواند ربط پيدا کند. در شرايط کنوني با جدي شدن اختلافات بين امريکا و ايران و بحث هايي که حول تدارکات نظامي واشنگتن در خليج فارس مي شود، لندن و کپنهاگ از اينکه به صف مقدم چالش پيش رو در جنوب عراق تبديل شوند، بيمناک هستند. به خصوص از آن جهت که مقامات ارشد امريکايي از طرح عقب نشيني بلر حمايت مي کنند اين خطر احساس مي شود که آيا در استراتژي منطقه يي بوش براي آتش افروزي هاي جديد، جنوب عراق و بصره به حال خود رها شده نمي تواند همان «پرل هاربر» مورد ادعاي بوش باشد. عقب نشيني انگلستان و دانمارک از بصره را بايد يک شمشير دو لبه تلقي کرد که هم مي تواند به منزله شکست باشد و هم اينکه سکويي براي مهيا کردن يک بحران جديد. اين مسئله با توجه به نزديکي بلر با امريکا و اينکه اقدام آنان مي تواند موجب کاهش نيروهاي عمل کننده در عراق براي برقراري امنيت، تضعيف روحيه نظاميان امريکايي در کانون نبردها و تقويت احساس پيروزي در ميان شورشيان عراقي شود، بيش از پيش بر اهميت زماني اين تصميم و پيچيدگي مسئله مي افزايد.
بازديد : 173